متشکریم که شادی محفل کوچکمان هستی
عزیز مادر، سلام!
امروز 24 آذر 1394، 365 روز از اولین روزی که نفس کشیدن آموختی می گذرد، به احتساب عمر آسمانی ات ، الان 21ماه و یک روز است که وجود یافتی و 12 ماه است که به اتکای وجود قدرتمندت نفس می کشی، زیست می کنی و بودن را تجربه می کنی.
مهمانی مان کوچک و ساده برگزار شد، مامان ناهید بعد از دو غم سنگین به سختی می توانست لبخند به لب بیاورد اما با محبت فراوانش ما را شرمنده خود کرد، بابا اسکندر و دایی امیر و خاله سونیا و خاله سمیرا و نیکا و دایی محمد ،مامان نرگس و بابا رجب و عمو وحید مهمانهای بزم کوچک ما بودند.
تم تولدت را با تصاویری از خودت در زمینه سفید و آبی ، انتخاب کردیم و بابایی زحمت طراحی اش را کشید؛
کارت دعوت تولدت

کیک تولد

تزیینات دور نوشیدنی و ژله و ....



ریسه تولدت مبارک



تابلوی کادویی به مهمانها؛


لطفا خاطره امروز را در ادامه مطلب پیگیری کن...
ریسه عکس های تو؛












تزیینات خونه و غذا؛




دو تا پشتی مامان نرگس هم به سختی مانعی برای حمله تو به تلویزیون به حساب می آد؛



ژله های نوشابه ای؛






و سفره شام؛

واما تو؛











تولدت مبارک برنای عزیز ما!!!


متشکریم که شادی محفل کوچکمان هستی 



